این روزها توی خونه غنچه همه اش صحبت از عروسی خاله ی غنچه است ، صحبت از موضوعاتی که غنچه دلش می خواد بیشتر راجع بهشون بدونه .
مامان غنچه خطاب به پدر غنچه :
بابام قراره که فردا راجع به شیر بها هم باهاشون صحبت بکنه ،آخه به نظرش بابای داماد مبلغ شیر بها را کم گفته.
-مامان ،شیر بها یعنی چه ؟
-تو نمی دونی شیر بها یعنی چه؟ یعنی قیمت شیر
-یعنی قیمت شیر ؟!!! مگه بابا بزرگ بقالی داره!!
-این شیر با اون شیر فرق می کنه، منظور قیمت شیر مادر بزرگ است.
-چی؟قیمت شیر مادر بزرگ ؟!!!یعنی اون شیری که توی بچگی به خاله داده؟ وای ... مگه اون قیمت داره
-بله اون هم قیمت داره.
-اگه قیمت داره، پس چرا پدر بزرگ راجع بهش صحبت می کنه؟تازه من یادمه که موقع عروسی دایی، بابا بزرگ شیر بها نخواست .
-خب اون فرق می کنه ؟
-چه فرقی؟ لابد پسرها فروختنی نیستند ولی دخترها هستند
-دیگه داری خیلی حرف می زنی ، پاشو برو به کارهات برس
-مامان اگه من هم بخوام روزی ازدواج بکنم (که از محالات است) تو هم بابت شیری که به من دادی پول می گیری؟
-من که تصمیم گیرنده نیستم ،هرچی که بابات بگه .
-آخه باباها که نمی تونن رنج مادرها رو بفهمن، شیر مادر که باعث رشد ذره ذره وجود بچه می شه مگه قیمتی هم داره، مگه می شه برای اون بهایی تعیین کرد.
پس بهای عشق مادری چی می شه ؟
آیا اون هم بهایی داره؟!
مادر غنچه هم داره راجع به حرفها ی غنچه فکر می کنه ،شاید هم حق با این دختره باشه نمی دونم والا ، دخترهای این دوره با دور ه ما فرق می کنن و یک جور دیگه فکر می کنن.
(شیر بها از هر جا که وارد فرهنگ ما شده مهم نیست ، مهم این است که خوشبختانه این مورد توهین آمیز به قداست مادر، داره آرام آرام بر چیده می شه )
غنچه یک شخصیت خیالی است که من هر وقت مطلب جدیدی به ذهنم می رسد بدون آنکه هیچ فکری پشتش باشد می نویسم .
امیدوارم که مساله شیر بها همانطور که دوستان در نظرات نوشته اند در هیچ کجا وجود نداشته باشد ،من خودم هرگز در بین فامیلم با این موضوع برخورد نکرده ام ولی می دانم که این دلیل نمی شود که این موضوع وجود ندارد، هنوز هم خیلی از موضوعات از این دست وجود دارند که ما فکر می کنیم از بین رفته اند .