غنچه دلش می خواد با یکی حرف بزنه و در مورد احساس جدیدش بگه ،گاهی وقتها که با خودش فکر می کنه می بینه انگار که داداشش هم همین تغییرات رو کرده ولی خیلی، کسی باهاش کار نداره به جز مواردی که گاهی اوقات پدر و مادر غنچه تذکرهائی در مورد گرفتن دوست دختر بهش می دهند و اینکه مواظب حفظ آبروی خانوادگی باشه .
غنچه در این مورد توی یک کتاب خونده که تمام اینها احساسات طبیعی هستند و تقریبا هر آدمی توی زندگی اش اونها رو تجربه می کنه پس چرا اینجا اینجوری بهش نگاه می کنن غنچه فکر می کنه کاش به جای اینکه بچه هامون رو از این واقعیتهای طبیعی دور نگه داریم خطرات را به آنها آموزش بدهیم و اجازه بدیم که خودشون هم تجربه کنن و از زندگیشون لذت ببرند .
غنچه خیلی خوب آسیب پذیر بودن دخترها رو نسبت به پسرها می دونه اما مطمعنا توانائیهای خودش رو هم خوب می شناسه و اینکه هر کسی استحقاق ارتباط با اون رو نداره .
این جور وقتها همیشه یاد نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین می افتم . چارلی چاپلین در بخشی از نامه اش می نویسه" دخترم هرگز تن عریان خود را در اختیار کسی قرار مده، مگر اینکه مطمئن باشی آن شخص روح عریانش را به تو نشان داده است. "
(کتاب خیلی زیبائی است پیشنهاد می کنم اگه نخوندینش حتما این کار رو بکنید.)
غنچه دلش می خواد پدرش به جای فریاد زدن متوجه باشه که اون خودش خیلی چیزها رو حتی از پدرش هم بهتر می دونه و متوجه جایگاهش در این عالم هستی است.
از هیچی به اندازه اینکه دیگران برام تصمیم بگیرند و فکر کنن من رو بیشتر از خودم دوست دارند بدم نمی یاد.
سایت گوگل در اقدامی عجیب و با زیر پا گذاشتن قوانین سازمان ملل نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داده است اگر مجموع امضاها به یک میلیون برسد گوگل مجبور به تغییر نام است .
من آدرس سایت مورد نظر را در پایین می آورم ، با کلیک بر روی آدرس سه گزینه پیش روی شماست
در گزینه اول نام ، در گزینه دوم آدرس ایمیل و در گرینه سوم جمله only persian gulf را بنویسید
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html
هممون باید رای بدهیم و خواهش می کنم که در وبلاگهاتون هم این موضوع را درج کنید ، این یکی دیگه شوخی بردار نیست ، ایران عزیزمان را دارند آرام آرام و شاید هم بی صدا به غارت می برند پس با رای هایمان حضور و علاقه امان را به سرزمینمان نشان دهیم .
با تمام وجود از تمامییتت دفاع می کنیم ای ایران عزیز![]()
![]()
-نمی دونم چرا وقتی که یک پسر می بینم انگار که قلبم می خواد بیاد توی دهنم ، وای دست و پام چرا اینقدر می لرزه ؟
من چرا اینجوری شدم ؟ قبلا اصلا برام مهم نبود، وقتی که می خوام برم بیرون چه لباسی بپوشم ولی الان می خوام همیشه لباسهام مرتب و تمیز باشه ، همه اش خودم رو توی آینه نگاه می کنم بعضی وقتها هم با خودم فکر می کنم که من چقدر بدون روسری و مقنعه قشنگترم کاشکی مثل بقیه کشورها ما هم اجازه داشتیم هر جور که دلمون می خواد لباس بپوشیم ، لااقل فقط بدون روسری .مثلا موهام رو این شکلی درست می کردم ، ببین چقدر خوشگلتر شدم و یک کمی هم رژ لب ، اوه چقدر خوشگل شدم .
غنچه تازه داشت از ان تغییر جدید لذت می برد که ...
ـ باز هم که تو وایستادی جلوی آینه و مثل دیوونه ها با خودت حرف می زنی ،
چرا موهات رو این شکلی کردی ؟ وای ... تو آرایش کردی ؟!!!!! خدا الهی من رو از دست تو مرگ بده راحت شم .
بدو الان سرو کله بابات یا داداشت پیدا می شه ، روزگارت رو سیاه می کنن
(ذلیل مرده چقدر هم خوشگل شده ،...) رفتی یا نه ؟ روسریت رو هم بپوش پنجره بازه . والا دوره ما که از قرتی بازیها نبود ...
و همچنان می غرید از دست زمانه ...
ای خدا ، این دختر آخرش من و دیوونه می کنه ، اگه نکرد ؟ اگه نکرد؟...
ـ ولی من می خوام در مورد حس جدیدم باهات حرف بزنم ... پس من به کی بگم...
غنچه حتما در مورد حس جدیدش حرف خواهد زد .
فکر کنم تازه بدبختیهاش شروع شده![]()
غنچه لباس نو هاش رو پو شیده و منتظر تحویل سال سر سفره هفت سین با لبخندی بر لب نشسته .
غنچه آرزو می کنه که امسال بهترین سال برای زنان ، مردان و کودکان ایران زمین باشد.
غنچه دلش می خواد که مردم این سرزمین پر از ثروتهای طبیعی، درگیر برطرف کردن نیازهای اولیه زندگی نباشند و از حقوق طبیعی و انسانی اشان بهره مند شوند .
غنچه آرزو می کنه که به ارزشهای انسانی مردم احترام گذاشته شود و همه از حد اقل آزادیهای فردی برخوردار شوند.
ما هم با غنچه هم آوا می شویم و بهترینها را برای همه آرزو می کنیم و همچنین سالی به دور از خشونت و جنگ برای تمام مردم دنیا.
شادی ،لبخند ،داشتن زندگی آرام و به دور از دلهره و اظطراب حق طبیعی همه انسانهاست این حق را از هیچکس دریغ نکنیم و هرگز به خودمان اجازه ندهیم که به جای دیگران بیاندیشیم و حق اندیشیدن را از آنان سلب کنیم .
احترام بگذاریم به آزادیهای فردی و از منزل خودمان که کوچکترین جامعه است این تمریم را آغاز کنیم.
غنچه هنوز هم دلش خیلی چیزها می خواد ،(مثلا دلش می خواست برای چهارشنبه سوری بره آتش بازی) ولی ترجیح می ده در ابتدای سال نو به خواسته های عمومی تر فکر کنه .
فکر می کنم در چند روز آینده دوباره درد دلهاش رو شروع کنه ![]()
![]()
![]()
این لینک پر از اطلاعات خوب در مورد چهارشنبه سوری است امیدوارم که مورد قبول واقع بشه ، غنچه که عاشق تمدن کهن ایران زمین عزیز است![]()
در سال ۱۸۷۵ زنان یک کارخانه پارچه بافی در آمریکا برای احقاق حققشون دست به تظاهراتی آرام زدند اما این تظاهرات آرام توسط پلیس به خشونت تبدیل شد و به دنبال آن تعدادی از زنان زخمی و تعدادی نیز کشته شدند.(یادمون نره سال ۱۸۷۵ )
این مبارزه و مقاومت بعدها نام روز جهانی زن را به خود اختصاص داد اما در ۸مارس ۱۹۱۷ در روسیه به رهبری کلارازبتیکین و الکساندراکولنتای تظاهرات عظیمی بر علیه جنگ و فقر و گرسنگی بر پا شد و به دنبال آن در شهرهای مختلف روسیه ُ به تبع این تظاهرات کارگران نیز دست به اعتصابات عمومی زدند و این روز در تاریخ انقلاب روسیه به روزی به یاد ماندنی تبدیل شد .
سر انجام درسال ۱۹۲۱ کنفرانس زنان انتر ناسیونال سوم روسیه این روز را به عنوان روز جهانی زن نامید.
این مقدمه تاریخی را از این جهت به طور خلاصه عنوان کردم که آیا امروزه در سرزمین مهر و لبخند ایران عزیزمان روا است که نشست زنان به خاطر درخواستهای آرام و منطقی توسط پلیس همجنس خودشان تارو مار شود؟
مگر در خواستهای اینان شامل حال همان پلیس زن نیز نمی شود ؟
مگر او خودش مادر نیست ؟چه اتفاقی افتاده است که او احساسات پاک و لطیف زنانه اش را فراموش کرده ؟
ای کاش من هم برای پرسشهای بیشمار ذهنم پاسخی قابل قبول پیدا کنم.
همیشه پرسشهای بی پاسخ مورد آزارم است.
برای تمام مادران و دختران سرزمینم ،حتی آنان که دوست دارند جور دیگر باشند
ما که نتونستیم حقمون را اون جور که باید بگیریم شاید دخترمون بتونه این کار را بکنه![]()
به هر حال همین مساله باعث شده که من یاد غنچه بیفتم و اینکه نتونستم یکی دو هفته ای از غنچه بنویسم .
غنچه دلش می خواد......
غنچه دلش می خواد وقتی حرف می زنه بهش توجه بشه و نگاهش کنند ،
غنچه دلش می خواد بدونن که هوشش به اندازه پسرهای هم سن و سالشه شاید هم بیشتر .
غنچه دلش نمی خواد بهش بگن تو فقط بعضی کارها را می تونی انجام بدی و اجازه نداری سراغ کارهای دیگه بری .
غنچه دلش می خواد خودش تجربه کنه ، اون دلش نمی خواد بهش بگن چه کار کن ،چه کار نکن
و غنچه دلش هنوز خیلی چیزها می خواد و...
این هم آدرس سایتی که باید بهش رای بدهید.
امروز مثل همیشه گشتی در دنیای خبری اینترنت داشتم ای کاش این کار را نمی کردم و بی خبر می ماندم ، از بی رحمی انسان به انسان.
و به قول هوشنگ ابتهاج عزیز " آنچه آ زار می دهد روح مرا بی رحمی انسان به انسان است" و امروز باید بگوئیم بی رحمی پدر به فرزند.
در یکی از این سایتها خبری در مورد سنگسار دختری توسط پدرش خواندم وای،! چه اصطلاح وحشتناکی (سنگسار) تمام تنم می لرزد، پدری با دست خودش دختر ۱۴ ساله اش را سنگسار کرد، یعنی تمام مدت ، آنقدر به او سنگ زد تا تن زیبا و نحیفش از حرکت باز ماند و چشمان پر از التماس و خواهشش بسته شد آیا به راستی چشمان او بسته شد یا هنوز هم باز است و نگاه به سمت فردا دارد ،خودم را به یاد آوردم درست وقتی که ۱۴ سالم بود اون روزها همه اش در رویا به سر می بردم و مرتب برای آینده ام نقشه می کشیدم و روز بعد با رویائی دیگر بیدار می شدم و دوباره رویائی دیگر ......می دانم که او نیز پر از رویا بوده مانند تمام همسالانش
آه عزیزکم که اکنون آرمیده ای می دانم چشمانت باز و ذهنت پر از این پرسش بی پاسخ که به کدامین گناه ،پدر بیمارت، تو را به این شکل وحشیانه از دنیا برد به راستی آیا خودش از این به بعد آرام خواهد بودو آرام خواهد آرمید .
نمی دانم ،واقعا نمی دانم ...... اما تو آرام باش، ای قربانی فقر فرهنگی ، ای قربانی خشونت ،ای عزیز دلم
برای ایران و ایرانی بروز چنین اتفاقاتی ننگ است ، سرزمینی که با افتخار به گذشته اش نگاه می کند و در آن اولین بیانیه حقوق بشر توسط افتخار ایران زمین ،کورش بزرگ نوشته شده است امروز نباید شاهد چنین اتفاقاتی باشد.
این روز و این عنوان زیبا هستند و مطمئنا دخترها و پسرها ی زیادی در ایران عزیزمان این روز را به هم تبریک می گویند و البته شکلات و عروسک و کارت تبریک و....
ولی چقدر اطلاع رسانی شده راجع به این موضوع که در ایران عزیز خودمان سالیان خیلی قبلتر از این، روز عشاق وجود داشته است
این روز را سپندار مذگان یا اسفندار مذگان نامیده اند و در تقویم امروزی مصادف با ۲۹ بهمن است همین دوشنبه پیش رو .
سپندار مذگان را نیز گرامی بداریم که مطمعنا آنچه از خودمان است لذت بیشتری دارد .
به امید این گرامیداشت همگانی
برای همه مردم سرزمین کهن و زیبایم ،ایران عزیزم